تبلیغات
عشق بارانی - خدایا تو اینماه عزیز هدیه همرو بده!

عشق بارانی

خدا را دوست بدارید حداقلش این است كه یكی را دوست دارید كه روزی به او میرسید!!!

روحم میخواهد برود یك گوشه بنشیند، پشتش را كند به دنیا، پاهایش را بغل كند و بلند بلند بگوید:

 من دیگر بازی نمیكنم!

 

این وصف حال منه!

فك میكردم این هفته، هفته خوبی واسم باشه. چون 2روزی هست كه با آجیم میرم واسه كار آموزی، و همون طور كه میخواستیم هرروز باهمیم! دوست صمیمیمو میگم كه مثل خواهر نداشتم میمونه . من عاشششششششششششششقشم!

اما چه كنم كه تو بد برزخی گیر افتادم!

برزخی كه داره جون منو میگیره. نمیدونم شاید امتحانه، ولی نمیدونم جواب این امتحان چیه!

شاید از نظر بقیه اصلا مسئله ای نباشه ولی منو داره داغون میكنه!

چرا نمیتونم در برابر بقیه آدما مثل خودشون بی رحم باشم؟ مگه اونا نبودن كه زندگیرو واسم جهنم كردن؟ بهم تهمت زدن، دو به هم زنی كردن، باعث شدن بقیه از من فاصله بگیرن؟

ولی چرخ دنیا همیشه رو یه پاشنه نمیگرده..حالا كه نوبت منه بدیاشون تو ذهنم كمرنگ شده! نمیدونم نمیدونم چه كنم!!!!!

با اینكه همیشه سعی میكنم تو جمع شاد باشمو بخندم و هیچ كس از دل من خبر نداره ولی خسته شدم از این سوال تكراری كه چرا اینقدر لاغر شدی؟ چرا اینقدر ضعیف شدی؟

منم با خنده و شوخی میگم سرم شلوغه! تحركم زیاده! چیز دیگه ای ندارم بگم!!!

خدایا تو این ماه عزیز هدیه منو بهم بده منو از این برزخ بیرون بیار!

خدایا خیلیییییییییی دوست دارم.

چقدر قشنگ دكتر شریعتی حال منو توصیف كرده!

خواستم زندگی كنم، راهم را بستند!

ستایش كردم، گفتند خرافات است!

عاشق شدم، گفتند دروغ است!

گریستم، گفتند بهانه است!

خندیدم، گفتند دیوانه است!

دنیا را نگه دارید میخواهم پیاده شوم!

(دكتر علی شریعتی)


نوشته شده در شنبه 9 مهر 1390 ساعت 09:45 ق.ظ توسط روژان نظرات |


Design By : Pichak